لحن؛ صدایی که پشت کلمات توست

لحن؛ صدایی که پشت کلمات توست
لحن چیست؟
وقتی با کسی صحبت می کنیم، فقط کلمات ما نیستند که پیام را منتقل می کنند. حالت صدا، انتخاب واژه ها، میزان صمیمیت، جدیت، شوخی، آرامش یا حتی عصبانیت ما هم روی چیزی که مخاطب دریافت می کند تاثیر می گذارد. در نوشتن هم همین اتفاق می افتد.
لحن یعنی اینکه یک حرف را چگونه بیان می کنیم، نه فقط اینکه چه می گوییم.
برای مثال، فرض کنید می خواهیم به کسی بگوییم:این کار را دوباره انجام بده.
همین جمله را می توان با لحن های مختلف بیان کرد:
لطفا یک بار دیگر امتحانش کن. مطمئنم این بار بهتر می شود.
یا:
دوباره انجامش بده.
یا:
این واقعا قابل قبول نیست. دوباره انجامش بده.
هر سه جمله تقریبا یک پیام دارند، اما احساسی که به مخاطب منتقل می کنند کاملا متفاوت است. جمله اول دوستانه و تشویق کننده است. جمله دوم مستقیم و ساده است و جمله سوم می تواند حالت سرزنش یا عصبانیت داشته باشد.
پس لحن، همان شخصیت و احساسی است که از میان کلمات بیرون می آید.
چرا لحن این قدر مهم است؟
شاید فکر کنیم اگر محتوای خوبی داشته باشیم، دیگر لحن اهمیت زیادی ندارد. اما واقعیت این است که گاهی مخاطب قبل از اینکه بفهمد چه می گوییم، احساس می کند چگونه داریم با او حرف می زنیم.
یک متن آموزشی با لحن خشک و رسمی ممکن است خسته کننده باشد. همان محتوا با لحنی ساده، صمیمی و قابل فهم می تواند مخاطب را تا پایان همراه کند.
لحن همچنین به ما کمک می کند با مخاطب ارتباط برقرار کنیم. وقتی بدانیم مخاطب چه کسی است، بهتر می توانیم تصمیم بگیریم که چطور با او صحبت کنیم.
مثلا لحن یک نامه اداری با لحن یک پست شبکه اجتماعی یکی نیست. لحن یک مقاله علمی با لحن یک داستان برای نوجوانان تفاوت دارد. حتی در یک متن شخصی، ممکن است بخواهیم لحن ما صمیمی، صادقانه و کمی طنزآمیز باشد.
یکی از اشتباه های رایج این است که نویسنده بدون توجه به مخاطب، همیشه با یک لحن ثابت می نویسد. در حالی که نویسنده خوب کسی است که می داند در هر موقعیت چگونه با مخاطب صحبت کند.
لحن درست باعث می شود مخاطب احساس کند این متن دقیقا برای او نوشته شده است.
خانمی سر یکی از کلاس های فن بیان من شرکت کرده بود و وقتی در مورد لحن صحبت کردم ایشان گفتند من هر وقت با آدم ها صحبت می کنم به من می گویند که انگار دعوا دارید ولی من واقعا با کسی دعوا ندارم و الان متوجه شدم که مشکل من در لحن بیان من است.
چطور لحن مناسب پیدا کنیم؟
پیدا کردن لحن مناسب آن قدرها هم پیچیده نیست. کافی است قبل و هنگام صحبت، چند سوال ساده از خودمان بپرسیم.
- مخاطب من کیست؟
اول از همه باید مخاطب را بشناسیم.
آیا برای یک دوست صحبت می کنم؟ برای مشتری؟ برای مدیر؟ برای یک کودک؟ یا برای مخاطب عمومی؟
هر کدام از این افراد زبان متفاوتی را بهتر می پذیرند.
مثلا اگر برای یک دوست صحبت می کنیم، می توانیم صمیمی تر باشیم. اما اگر برای یک مدیر صحبت می کنیم، بهتر است رسمی تر صحبت کنیم.
- هدف من چیست؟
می خواهیم آموزش بدهیم؟ بفروشیم؟ سرگرم کنیم؟ قانع کنیم؟ یا باعث ایجاد یک احساس خاص در مخاطب شویم؟
هدف صحبت روی لحن آن تاثیر مستقیم دارد.
مثلا اگر هدف ما آموزش باشد، لحن شفاف و قابل فهم اهمیت زیادی دارد. اگر هدف ما تبلیغ باشد، لحن می تواند هیجان انگیزتر و متقاعد کننده تر باشد.
- اگر این صحبت را بلند می گفتم، چطور می گفتم؟
این یکی از بهترین تمرین ها برای پیدا کردن لحن است.
صحبت خودتان را با صدای بلند بگویید. اگر احساس کردید جمله ها مصنوعی، بیش از حد رسمی یا شبیه صحبت های قدیمی هستند، احتمالا لحن نیاز به اصلاح دارد.
گاهی یک جمله روی کاغذ درست به نظر می رسد، اما وقتی آن را با صدای بلند می خوانیم، متوجه می شویم که هیچ کس در یک گفت و گوی واقعی این طور حرف نمی زند.
- کلمات مناسب انتخاب کنیم
کلمات، شخصیت صحبت را می سازند.
برای مثال، یک جمله رسمی ممکن است این طور نوشته شود:
بدین وسیله به استحضار می رساند که جلسه مذکور برگزار خواهد شد.
اما اگر بخواهیم همان مفهوم را ساده تر و طبیعی تر بیان کنیم، می توانیم بنویسیم:
جلسه طبق برنامه برگزار می شود.
هر دو جمله از نظر معنی قابل استفاده هستند، اما لحن آنها متفاوت است.
هیچ کدام همیشه بهتر از دیگری نیستند. مهم این است که بدانیم کدام جمله با موقعیت و مخاطب ما هماهنگ تر است.
- لحن را ثابت نگه داریم
اگر صحبت را دوستانه شروع کرده ایم، نباید ناگهان در صحبت بعدی بسیار رسمی و اداری حرف بزنیم؛ مگر اینکه دلیل مشخصی برای این تغییر داشته باشیم.
هماهنگی لحن باعث می شود صحبت طبیعی تر و حرفه ای تر به نظر برسد.
تمرین
حالا این جمله را در چهار لحن مختلف بگویید:
تو باید بیشتر روی کارت تمرکز کنی.
- دوستانه و صمیمی:
…………………………………………….
- رسمی و اداری:
…………………………………………….
- انگیزشی:
…………………………………………….
- طنزآمیز:
…………………………………………….
حالا یک قدم جلوتر بروید.
یک جمله از پیام ها، مقاله ها یا نوشته های قدیمی خودتان انتخاب کنید و آن را در سه لحن متفاوت بیان کنید.
مثلا جمله:
امروز جلسه برگزار می شود.
می تواند به شکل های مختلف بیان شود:
امروز جلسه داریم. آماده ای؟
جلسه امروز طبق برنامه برگزار خواهد شد.
خب، امروز بالاخره نوبت جلسه رسید.
محتوا تقریبا همان است، اما شخصیت جمله تغییر کرده است.
حالا چه کار کنیم؟
اگر بخواهیم از همین امروز لحن بهتری در صحبت هایمان داشته باشیم، لازم نیست همه چیز را پیچیده کنیم. کافی است قبل از صحبت، سه چیز را مشخص کنیم:
من برای چه کسی صحبت می کنم؟
می خواهم چه احساسی در او ایجاد کنم؟
اگر روبه روی او بودم، چطور این حرف را می زدم؟
بعد صحبت خود را به صورت بلند بیان کنیم.
لحن خوب چیزی نیست که فقط سخنرانان حرفه ای به آن نیاز داشته باشند. همه ما، از کسی که یک صحبت کوتاه می گوید تا کسی که مقاله، کتاب یا محتوای تبلیغاتی تولید می کند، با لحن سروکار داریم.
گاهی یک کلمه می تواند صحبت را دوستانه تر کند. گاهی حذف یک جمله رسمی می تواند ارتباط را انسانی تر کند. گاهی هم یک شوخی کوچک می تواند فاصله میان گوینده و مخاطب را کم کند.
در نهایت، لحن همان آهنگی است که روی صحبتمان قرار می دهیم.

